تا به حال شده بخواهی سوالی از هوش مصنوعی بپرسی، اما پاسخی که دریافت میکنی نه کامل باشد، نه دقیق، و نه حتی آن چیزی که واقعاً در ذهن داشتی؟
گاهی فقط یک کلمه اشتباه یا یک جمله مبهم کافی است تا نتیجهای کاملاً متفاوت از انتظارمان دریافت کنیم.
درست همینجاست که «پرامپتنویسی» وارد صحنه میشود هنری نوظهور که به ما یاد میدهد چطور با هوش مصنوعی دقیق، روشن و هدفمند گفتوگو کنیم؛ نه صرفاً با واژهها، بلکه با درک.
در جلسهی سیوپنجم از چالش ۴۰ روز نویسندگی، قرار است با دنیای پرامپتنویسی آشنا شویم.
مهارتی که شاید آیندهی نوشتن، فکر کردن و حتی تصمیمگیری را دگرگون کند.
پرامپتنویسی چیست؟
پرامپتنویسی یا Prompt Engineering در نگاه اول شاید ساده به نظر برسد: نوشتن سوال یا فرمان برای هوش مصنوعی. اما در واقع، این تنها نوک کوه یخ است.
در حقیقت، پرامپتنویسی یعنی توانایی هدایت مدلهای زبانی با استفاده از زبان انسانی بهگونهای که بتوانند خروجی دقیقی بر اساس هدف ما تولید کنند. مثل این است که با کلمات خود، دستور ساخت یک شاهکار را به مغز یک ماشین بدهیم.
در مدلهایی مثل GPT، Claude یا Gemini، خروجیها بر اساس کیفیت پرامپتی که وارد میکنید، میتواند از «بیربط و ناکارآمد» تا «شاهکار خلاقیت» متفاوت باشد.
چرا «پرامپت» فقط یک سوال ساده نیست؟
یک پرامپت خوب، فقط از واژهها ساخته نشده؛ از نیت، بافت، نقش، محدودیت و لحن تشکیل شده است.
مثلاً تصور کن یک گرافیست به هوش مصنوعی میگوید:
«برایم یک تصویر طراحی کن.»
و حالا به این نگاه کن:
«تو یک طراح دیجیتال با سبک مینیمال هستی. لطفاً تصویری طراحی کن که دو کودک را زیر باران پاییزی، در کنار یک سگ در حال دویدن، در سبک فلت و رنگهای ملایم نشان دهد.»
نتیجه این دو پرامپت زمین تا آسمان فرق دارد. چرا؟ چون پرامپت دوم به مدل میگوید چه کسی است، چه کاری باید بکند، در چه سبک و فضایی، با چه المانهایی، و چه نتیجهای انتظار میرود.
اهمیت پرامپتنویسی در دنیای امروز
«در دنیای آینده، کسانی که بلدند با ماشینها صحبت کنند، بر آنهایی که نمیتوانند، حکومت خواهند کرد.»
مدلهای هوش مصنوعی دیگر یک ابزار ساده نیستند؛ آنها شریک کاری ما هستند. اما مانند هر شریک دیگری، اگر با زبان درست با آنها صحبت نکنیم، سوءتفاهم اتفاق میافتد.
کجا به کار میآید؟
- پژوهشگران: برای تحلیل متون علمی و تولید خلاصههای دقیق
- تولیدکنندگان محتوا: برای خلق مقاله، سناریو، ویدیوی یوتیوب
- معلمان و مربیان: برای طراحی آزمون یا فعالیتهای آموزشی
- کارآفرینان: برای تحلیل بازار، ایدهپردازی، و حتی نگارش ایمیل
- هنرمندان: برای توصیف صحنههایی که باید در تصویر تولید شوند
اصول نوشتن یک پرامپت مؤثر
اگر بخواهیم پرامپتنویسی را به آشپزی تشبیه کنیم، مواد اولیه ما همان کلمات هستند، اما دستور تهیه (یعنی چطور این کلمات را کنار هم میچینیم) است که غذای ما را خوشطعم میکند.
اصل شفافیت (Clarity)
هرچه پرامپت مبهمتر باشد، پاسخ هم مبهمتر خواهد بود.
مثال: بهجای «یه مقاله برام بنویس»، بگو: «مقالهای در مورد تاثیر هوش مصنوعی در آموزش با لحن رسمی و حدود ۱۰۰۰ کلمه»
اصل هدفمندی (Purpose-driven)
مدل باید بداند خروجی برای چه هدفی است. مقاله است؟ پست اینستاگرام است؟ خلاصه؟ نقد؟
اصل زمینهسازی (Context Provision)
مدل مثل انسان نیست که خودش بافت ذهنی ایجاد کند. باید بگویی چه چیزی بداند و چه چیزی را نداند.
مثلاً: «فرض کن تو یک مربی سئو هستی که میخوای برای یک کاربر تازهکار مفهوم دامنه را توضیح بدهی.»
اصل محدودسازی (Constraints)
به مدل بگو چه کارهایی نکند. مثلاً:
«از اصطلاحات فنی استفاده نکن. طول پاسخ حداکثر ۵۰۰ کلمه باشد. خروجی را فقط در قالب جدول بده.»
تکنیکهای حرفهای پرامپتنویسی
تا اینجا ساختار را شناختیم. حالا وقت آن رسیده که چند تکنیک طلایی یاد بگیریم؛ ابزارهایی که حرفهایها از آنها استفاده میکنند.
استفاده از نقشها
ایفای نقش (Roleplay) یکی از مؤثرترین روشهاست.
مثلاً:
«تو یک روانشناس کودک هستی که با والدین نگران صحبت میکنی. لطفاً راهکارهایی برای اضطراب کودکان در موقع امتحان ارائه بده.»
پرامپتهای چندمرحلهای (Chain of Thought Prompting)
بهجای اینکه بگویی «جواب بده»، بگو:
«اول تحلیل کن، بعد مراحل را بنویس، و در نهایت نتیجهگیری کن.»
این روش دقت و منطق پاسخ را افزایش میدهد.
ایجاد گزینههای متنوع
اگر میخواهی مدل خلاقتر باشد، از آن بخواه چند سبک یا زاویه مختلف ارائه دهد:
«سه راه متفاوت برای معرفی این محصول ارائه بده؛ یکی رسمی، یکی صمیمی، یکی طنز.»
تست و بازبینی
یک پرامپت را بارها اجرا کن. خروجیها را بررسی کن. اصلاح کن. آزمایش کن. این روند خود یادگیری است.
اشتباهات رایج در پرامپتنویسی
بعضی اشتباهها در پرامپتنویسی باعث میشود مدلها یا اطلاعات بیربط بدهند یا حتی خروجیهایی خستهکننده و کلیشهای بسازند.
| اشتباه رایج | نمونه | اصلاحشده |
| خیلی کلی بودن | «برام یه متن بنویس» | «یک متن تبلیغاتی برای یک کافیشاپ جوانپسند در تهران، با لحن پرانرژی» |
| نداشتن هدف | «مقاله بده» | «مقالهای تحلیلی برای چاپ در یک مجله تخصصی مدیریت» |
| نادیده گرفتن محدودیتها | «یه توضیح بده» | «توضیح در حد ۳ پاراگراف، مناسب مخاطب نوجوان» |
آینده پرامپتنویسی: شغلی به نام Prompt Engineer
درست شنیدی. حالا در شرکتهای فناوری، عنوان شغلی Prompt Engineer بهطور رسمی وجود دارد. این افراد متخصص طراحی دستورهای دقیق برای هوش مصنوعی هستند.
این شغل چه مهارتهایی نیاز دارد؟
- مهارت در زباننویسی و ارتباط نوشتاری
- درک عمیق از منطق مدلهای زبانی
- توانایی تجزیهوتحلیل نیاز کاربر
- خلاقیت در طراحی سناریو
طبق گزارش سایت Glassdoor در سال 2025، درآمد متوسط یک پرامپتنویس حرفهای در آمریکا بین ۱۱۰ تا ۱۶۰ هزار دلار در سال تخمین زده شده است.
حرف آخر : کلمات، کلید فرماندهی به ماشینها
پرامپتنویسی یعنی تسلط یافتن بر زبان مشترک انسان و هوش مصنوعی.
کسی که این مهارت را یاد بگیرد، نه فقط سریعتر و بهتر به هدف میرسد، بلکه در دنیایی که ماشینها بخشی از زندگی روزمره ما شدهاند، بلد است با آنها صحبت کند.
و حالا… سؤال پایانی:
آیا آمادهای دنیایی را بسازی که ماشینها با کلمات تو حرکت کنند؟







